«آنتوان _ ماری _ روژه دوسنت اگزوپری»

«آنتوان _ ماری _ روژه دوسنت اگزوپری» در 29 ژوئن 1900 در لیون فرانسه متولد شد و در 1926 به استخدام هواپیمایی «لاته کوئر» درآمد و کار خود را به عنوان خلبان آغاز کرد. در 1925 نخستین داستان او با نام «خلبان» در یکی از مجلات فرانسه منتشر شد. از آن زمان به بعد، حاصل زندگی ادبی او، آثاری از قبیل پست جنوب، پرواز شبانه، زمین انسانها (باد و شن و ستارگان)، خلبان جنگ، نامه ای به یک گروگان و بالأخره شاهکار جاودانه اش «شازده کوچولو» است.
اگزوپری در سال 1931 با بیوۀ روزنامه نگار معروف آمریکای جنوبی، «گومز کاریلو»، ازدواج کرد. همسر او «کانسوئلو سونسین» نام داشت.



این وصلت، اگر چه بر اساس عشق صورت گرفت، اما این دو به دلیل اختلاف فرهنگی، همیشه در حیطۀ زندگی مشترک خود، دچار سوء‌تفاهم و کج فهمی‌هایی بودند که اساس رنج و دل شکستگیهای آنها قرار می‌گرفت و بسیاری از دوستان اگزوپری معتقدند که قصۀ جاودانۀ شازده کوچولو به خاطر اندوه و دل شکستگی اگزوپری در اثبات عشق خود به کانسوئلو نوشته شده است. به این گونه که گل سرخ، تمثیلی از کانسوئلو و شازده کوچولو، خودِ اگزوپری و یا در واقع عشق بی‌شائبه و معصومیت‌های کودکانۀ روح اگزوپری است. پیام آور افقها وستاره‌های دور، آنتوان دوسنت اگزوپری، در سی و یکم ژوئیه 1944، آخرین پرواز خود را انجام رساند. پروازی بی انتها که فرودی نداشت و از آن پس دیگر کسی او را ندید. هواپیما پیدا نشد و تنها گمان این بود که هواپیمای اگزوپری توسط هواپیماهی شناسایی آلمانی در اطراف جزیرۀ کرس، سر نگون شده است...


فقط به خاطر چشم‌های تو
سیاهی چشمانت
شکارگاه من است
چونان ستارگان کوچک
و چهره ات،
راه شیری را می‌ماند
فقط به خاطر چشم‌های تو
شکار می‌شوم ای شاهزادۀ کوچک
و آهسته آرام می‌گیرم
در تاریکی
تاریکی بی رد...

**************

فرمانروای امواج
انسان
امپراطوری پرندگان را فتح کرده است
و مرد انگلیسی که دلش می‌خواست
فرمانروای امواج باشد
آیا روزی از به آب انداختن کشتی‌هایش
خسته خواهد شد؟...

**************


نور و تاریکی
در صبحی زیبا
دیدگانم را به سوی نور گشودم
و وحشت کردم
وقتی مردم تیره را پیش روی خود دیدم...

**************


دعا
خداوندگارا
من نمی‌خواهم تو را رنج دهم
تنها مرا، همان گونه که هستم
پذیرا باش!

**************


تو یک پری هستی
عزیزترین موجود دنیا
بدون تو
دیگر نمی‌توانم زندگی کنم
ای پری
ای جان کوچکِ وحشی ...

/ 0 نظر / 21 بازدید