مرده ی متحرک

وقتی که اسمون و زمین برات بی معنا میشه و نمی دونی

عاشقی یا نیستی...دلت میخواد بمیری

وقتی همه ی زیبایی ها رو میبینی و هیچ حسی بهشون

نداری...دلت میخواد بمیری

وقتی با دیدن دریا به جای این که لبخند بزنی به یاده بد ترین

اتفاق زندگیت گریه کنی...دلت میخواد بمیری

وقتی همه ی دنیا بگن که اون بده و نتونی ثابت کنی که

خوبه...دلت می خواد بمیری

وقتی به شعرای خودت نگاه کنی و دلت واسه خودت

بسوزه...دلت میخواد بمیری

وقتی هر چی رو که دوست داری رو ازت بگیرن...دلت میخواد

بمیری

وقتی عشقشون رو ببینی و هیچ احساسه خوبی بهت دست

نده...دلت میخواد بمیری

وقتی فراموش کنی احساسی رو که وقتی میدیدیش بهت

دست میداد...دلت میخواد بمیری!

آره همون وقته که مردن به نظرت قشنگ تر از زندگی کردن

میشه!خیلی مسخرس چون حتی نمیزارن بمیری!

واسه مردنتم می خوان تصمیم بگیرن!

ولی هیچکس نمیدونه که وقتی که میخوای بمیری و نمیذارن تو

روحت و قلبت و فکرت و تماما" احساست مرده!اونا فکر می

کنن زنده ای ولی من و تو که میدونیم مردی...خیلی وقته که

مردی...اره از همون وقتی که... 

/ 0 نظر / 32 بازدید